
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 15 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
توسعه منابع انسانی با رویکرد مدیریت دانش:
مقدمه :
در دهه های اخیر، موسسات، شاهد تغییرات اساسی در زمینه های ساختار، کارکرد و سبکهای مدیریتی خویش بوده اند . اغلب سازمانهای امروزی دریافته اند که مزیت رقابتی از دانش، توانایی و ارتباطاتی که بوسیله کارکنان ایجاد می شود، بدست می آید . در این راستا واژه های مدیریت استراتژیک منابع انسانی و مدیریت دانش مورد توجه مدیران قرار گرفته است . موسسات کنونی ، اهمیت بیشتری جهت درک،انطباق پذیری و مدیریت تغییرات محیط پیرامون قائل شده و در کسب و بکارگیری دانش و اطلاعات روزآمد بمنظور بهبود عملیات و ارائه خدمات و محصولات مطلوب بهتر پیشی گرفته اند.
امروزه در عرصه کسب و کار به وفور شاهد تاکید بر نقش دانش به عنو ان یک منبع حیاتی برای حفظ رقابت پذیری و سودآوری و همچنین کارکنان به عنوان مالکان اصلی دانش می باشیم . در واقع مزیت رقابتی در شرکتهایی ایجاد می شود که سریعتر ی یاد بگیرند و آموخته های خود را موثر تر از رقبا بکارببرند.
مدیریت دانش در عصر جدید تحولات شگرفی را در مباحث مدیریتی ایجاد کرده است . با توجه به اینکه مدیریت دانش، تنها به دانش کد شده و مستند شده اکتفا نمی کند، بسیاری از سازمانها وشرکتهای جهان با تکیه بر دانش ضمنی و آشکار خود، در صدد ارتقاء جایگاه رقابتی و افزایش اثربخشی و بهره وری خود هستند. جهت نیل به این اهداف، مدیران به دنبال تصرف دانش، خرد و تجربیات با ارزش افزوده کارکنان و نیز پیاده سازی، بازیابی و نگهداری دا نش به عنوان داراییهای سازمان که امروزه نقش اصلی را در رشد وتوسعه کشورهای جهان چه توسعه یافته و چه در حال توسعه بازی می
کند، می باشند . بدون شک مهمترین ابزار در بازارهای حال و آینده، دانش و استفاده از آن برای کسب مزیت رقابتی می باشد . درحال حاضر سازمانهای بسیاری در زمینه توسعه دانش در سطوح مختلف سرمایه گذاری کرده و موفق بوده اند . بدیهی است چنین موفقیتهایی مرهون بستر سازی مناسب نظیر مکانیزمهای صحیح ارزیابی عملکرد و پیاده سازی مدیریت دانش می باشد.
در نوشته حاضر به ارائه شرحی در خصوص مدیریت دانش ، مدیریت منابع انسانی و مفاهیم مرتبط با این دوموضوع و ارتباط بین آنها می پردازیم.
مدیریت دانش و توسعه منابع انسانی :
توسعه منابع انسانی در هر سازمان در صورت اعمال
همز مان مدیریت منابع انسانی و مدیریت استراتژیک به شکل اثر بخش، امکان پذیر می گردد.
آقای مایکل آرمسترانگ در کتاب مدیریت استراتژیک منابع انسانی ، مدیریت منابع انسانی را به شکل ذیل تعریف می نماید:
"مدیریت منابع انسانی عبارتست از مدیریت و اداره استراتژیک (بلند نظرانه) و پایدار، با ارزش ترین دارائی های شرکت یعنی کارکنانی که در آن جا کار می کنند و منفرد ًا در کنار هم به شرکت ، دروصول به اهدافش کمک می کنند (سید محمد اعرابی و داود ایزدی ١٣٨١)
وی مدیریت استراتژیک منابع انسانی را نیز به ترتیب ذیل تعریف می کند:
"کلیه فعالی تهای موثر بر رفتار افراد در ب رانگخیتن آنها در طراحی و اجرای نیازهای استراتژیک شرکت "
(شولر، ١٩٩٢)
سازمانهائی می توانند در صحنه رقابت باقی مانده و به فعالیتهای خود ا دامه دهند که استراتژی محور ودانش مدار باشند . سازمانی استراتژی محور است که با استفاده از
استراتژیهای مناسبی که در راستای دستیابی به اهداف اصلی خود ایجاد می نمایند، برای هر یک از کارکنان اهداف مشخصی را در نظرگرفته و در مقاطع کوتاه زمانی با کنترل و نظارتهای مستمر و همیشگی ، آنها را جهت نیل به اهداف مذکور، مورد حمایت و پشتیبانی قرار دهد.
بدیهی است پس از تعیین اهداف مشخص برای هریک از کارکنان، فرآیند ارزیابی عملکرد کارکنان سازمان، بمنظور تشخیص توانائیها، شایستگها و ویژگیهای فردی کلیه کارکنان، اجتناب ناپذیر می باشد.
انجام فرآیند ارزیابی عملکرد اثر بخش در سازمان علاوه بر مشخص نمودن نقاط قوت و ضعف کارکنان پیش زمینه ای است برای اعمال مدیریت عملکرد تا با اعمال مراحل مختلف آن، استراتژیهای منابع انسانی که قویًا می بایست با استراتژیهای کلی سازمان پیوند زده شود، به منصه ظهور رسانده شود. مفهوم دیگری که امروزه در سازمانها بسیار به آن توجه می شود مدیریت دانش ا ست؛ لذا ضروری است به تعریف مدیریت دانش نیز توجه شود؛ دانش درک و فهمی است که از اطلاعات ناشی از داده های فراوان هر سازمان که به درستی بیان می شود ، بدست می آید . استفاده صحیح از این اطلاعات،
فرآیند مبدل ساختن آن به موضوعی اطلاعاتی و قابل ذخیره سازی در بانکها و پایگاههای اطلاعاتی رانیز مدیریت دانش تعریف می نمایند.
بطور کلی دانش موجود در سازمانها دو نوع است:
١- دانش پنهان که موضوعی فردی و منحصر به فرد است که صرفًا در فکر و ذهن کارکنان موجوداست ومیزان آن را تقریبًا بطور معمول تا ٩٠ % دانش موجود در سازمانها تخمین می زنند.
٢- دانش آشکار، دانش قابل دسترس برای کلیه کارکنان سازمان است دانش موجود در سازمانهاست.
وظایف اصلی و هنر مدیریت ارشد سازمانها در این ارتباط ایجاد زمینه هائی است که حتی المقدوردانش پنهان در سازمان را به دانش آشکار و قابل دسترس برای سازمان فراهم آورد. تخمین زده می شود که 85% دارائیهای دانش سازمان به جای ذخیره سازی در پایگاههای داده در فایلهای Word و درفایلهای Presentation جای گرفته اند ] Turban 2003 [ در بسیاری از سازمانها (و از جمله در صنعت نفت ) تلاشهای لازم جهت تبدیل فرآیند دانش پنهان به دانش آشکار و قابل دسترس کارکنان سازمان به گونه ای اثر بخش ، جامع و فراگیر صورت نپذیرفته است، علت چیست؟بنظر میرسد عدم انجام چنین فرآیندی دو دلیل عمده و اصلی دارد که عبارتنداز:
۱- بسیاری از سازمانهای پیشرفته امروزی با توجه به اهمیت نقش مدیریت دانش به لحاظ ساختارسازمانی، جایگاه ی مناسب را برای مدیریت ارشد در نظر گرفته اند، بگونه ای که مسئول چنین سمتی در سازمان بشکلی مستمر و موثر می کوشد تا هر لحظه بر میزان دارائیهای دانش سازمان بیافراید . این
فرآیند استراتژیک و نظام یافته در بسیاری از
سازمانهای داخلی کشور وجود ندارد و هر آنچه که هم در
این ارتباط تاکنون انجام شده است به خلاقیتها و علایق فردی فرهیختگان و متفکرین و متعهدین سازمانها باز می گردد که به "ذکات علم" خود اعتقاد دارند.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 24 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
مدیریت بحران سازمانی
چکیده:
موضوع مدیریت بحران در حوزه های مختلف مطرح است. سازمان ها به عنوان یکی از اجزای اصلی جامعه امروزی نیز از این امر مستثنی نیستند. مقاله حاضر به بررسی انواع بحران در حوزه سازمان می پردازد. مدیران پیشرو تلاش می کنند تا با استفاده از یافته های مدیریت بحران سازمانی و تلفیق آن با دستاوردهای مدیریت استراتژیک و مدیریت سیستم های کنترل، از امواج خطرناک پیش بینی نشده، اجتناب کنند. مقاله در ابتدا تعریف بحران سازمانی را مطرح میسازد، سپس با بیان انواع طبقه بندی بحرانها، تعریف مدیریت بحران و ضرورت آن، بحث را به طرف مدل های مدیریت بحران و نهایتا یک چارچوب استراتژیک برای آن سوق می دهد و نتیجه گیری میکند.
مدیریت بحران سازمانی
چکیده:
موضوع مدیریت بحران در حوزه های مختلف مطرح است. سازمان ها به عنوان یکی از اجزای اصلی جامعه امروزی نیز از این امر مستثنی نیستند. مقاله حاضر به بررسی انواع بحران در حوزه سازمان می پردازد. مدیران پیشرو تلاش می کنند تا با استفاده از یافته های مدیریت بحران سازمانی و تلفیق آن با دستاوردهای مدیریت استراتژیک و مدیریت سیستم های کنترل، از امواج خطرناک پیش بینی نشده، اجتناب کنند. مقاله در ابتدا تعریف بحران سازمانی را مطرح میسازد، سپس با بیان انواع طبقه بندی بحرانها، تعریف مدیریت بحران و ضرورت آن، بحث را به طرف مدل های مدیریت بحران و نهایتا یک چارچوب استراتژیک برای آن سوق می دهد و نتیجه گیری میکند.
مقدمه :
نگرش سنتی به مدیریت بحران، براین باور بود که مدیریت بحران یعنی فرو نشاندن آتش؛ به این معنی که مدیران بحران در انتظار خراب شدن امور مینشینند و پس از بروز ویرانی، سعی میکنند تا ضرر ناشی از خرابیها را محدود سازند. ولی به تازگی نگرش بهاین واژه عوض شده است. براساس معنای اخیر، همواره باید مجموعهای از طرحها و برنامههای عملی برای مواجهه با تحولات احتمالی آینده در داخل سازمانها تنظیم شود و مدیران باید درباره اتفاقات احتمالی آینده بیندیشند و آمادگی رویارویی با وقایع پیشبینی نشده را کسب کنند؛ بنابراین، مدیریت بحران بر ضرورت پیشبینی منظم و کسب آمادگی برای رویارویی با آن دسته از مسائل داخلی و خارجی تاکید دارد که به طور جدی شهرت، سودآوری و یا حیات سازمان را تهدید میکنند. باید توجه داشت که مدیریت بحران با مدیریت روابط عمومی متفاوت است. مدیر روابط عمومی برای خوب جلوه دادن سازمان تلاش میکند در حالی که مدیر بحران سعی دارد تا در شرایط دشوار، سازمان را در موقعیت خوب نگه دارد. مدیریت بحران به منزله یک رشته علمی، به طور کلی در حوزه مدیریت استراتژیک قرار میگیرد و بهطور خاص به مباحث کنترل استراتژیک مرتبط میشود .
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اولبررسی مبانی تئوریک مدیریت بحران.............................................................6
مقدمه .................................................................................................................................................7
تعریف بحران ....................................................................................................................................7
حادثه یا فاجعه ................................................................................................................................7
بحران ناشی از فن آوری ................................................................................................................7
بحران سیاسی ..................................................................................................................................8
تاریخچه مدیریت بحران.................................................................................................................9
مفهوم مدیریت ریسک ..................................................................................................................9
Gis در مدیریت بحران .............................................................................................................10
سیستم هاس GIS .....................................................................................................................11

مدیریت استراتژیک در شرکت کانن برند مشهورصنعت عکاسی وپیشگام درنوآوری
کمپانی ژاپنی کنن، در سال ۱۹۳۳ تاسیس شد و در دهه ۳۰، خود را به عنوان تولید کننده دوربین های عکاسی معرفی کرد.
این کمپانی در تولید دوربین های خود، از نو آوری و توسعه محصول بهره می برد و در سال ۱۹۶۴، اعلام کرد که قصد دارد محصول جدید خود با نام Canola130 را تولید کند. این ماشین حساب نخستین ماشین حساب ۱۰ دکمه ای الکترونیکی بود که در آن دوره ساخته می شد.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، در طول دهه ۶۰، به عنوان یک کمپانی بین المللی شناخته می شد و صادرات محصولاتش به سایر کشور ها افزایش پیدا کرده بود. در سال ۱۹۶۸، کنن به سمت ساخت دستگاه های کپی رو آورد و در اواسط دهه ۷۰، پرینتر های لیزری را تولید کرد. در طول دهه ۸۰ تا ۹۰، کمپانی به نو آوری خود ادامه داد و رایانه های پیشرفته، دوربین های پیچیده تر، دستگاه های کپی جدید و سیستم های عکس برداری دیجیتال را روانه بازار کرد. کنن همیشه به دنبال ساخت محصولاتی بود که دوستدار محیط زیست و قابل باز یافت باشند.
اداره بخش مرکزی کسب و کار
شرکت هایی که قصد دارند در زمینه تولید محصول و خدمات، الگویی برای شرکت های دیگر باشند، باید در بحث نو آوری پیشگام بوده و دائما خود را نو کنند.کنن مفتخر است که از طریق تحقیق، به فناوری های پیشرفته دست پیدا کرده است. مراکز تحقیقاتی این کمپانی در اروپا، ایالات متحده و ژاپن واقع شده اند. کنن در فضای به شدت رقابتی در حال فعالیت است. این شرکت همیشه سعی دارد محصولات جدید را به سرعت و با قیمت مناسب، روانه بازار کند.کنن برای استراتژی مدیریت اطلاعات اهمیت ویژه ای قائل بوده و وجود آن را برای موفقیت یک کسب و کار، ضروری می داند. امروزه، کسب و کار های مختلف با حجم عظیمی از اسناد، ایمیل ها و سایر کاغذ بازی های اداری رو به رو هستند. کنن از فناوری و مهارت خود برای کنترل این داده ها بهره می برد. این شرکت به مدیریت اطلاعات و تقسیم آن در بخش های مختلف سازمان، آشنایی کامل دارد.کنن از مهارت هایش برای رشد کسب کار خود بهره برده و تلاش دارد با کمک این مهارت ها، تاثیر گذار تر، پرمحصول تر و سود آور تر باشد. کنن از اهمیت سیستم های تلفیق اطلاعات و ارتباطات آگاه است و در جایگاهی قرار دارد که قادر است سایر سازمان ها را برای پیشبرد مدیریت سیستم های اطلاعاتی شان راهنمایی کند. این کمپانی با پیشینه درخشان خود، دائما به دنبال روش هایی است که از طریق آنها بتواند نیاز مشتریان خود را بر طرف کند.
کانن یکی از مشهورترین برندهای دنیای عکاسی هم در دوران آنالوگ و هم دیجیتال است که تاریخچهای نزدیک به یک قرن هم در صنعت اپتیک دارد.
فلسفه برندکانن
تاریخچه شرکت کانن
تجهیزات پزشکی درکانن
جنگ دو کره تأثیر زیادی بر افزایش شهرت کانن داشت
ورود به حوزهی تجهیزات اداری
با وجود مهندسی قوی، بازاریابی ضعیف از ایرادات اصلی کانن بود
تغییر ساختارهای طراحی محصول و بازاریابی
توسعه سریع محصول وعرضه نوآوری
ورود به حوزهی تجهیزات اداری، موفقیتهای برند ژاپنی را سرعت بخشید
رقابت و رفاقت با آمریکایی ها
ادغام عمودی درشرکت کانن
رقابت بتا مینولتا
همکاری کانن با اچ پی
شروع چالشها و کاهش سرعت رشد
تمرکز دائمی بر تحقیق و توسعه
همکاری آی بی ام وکانن
تغییر مدیریت و سلطه بر بازارها
تغییراستراتژی درتولید محصولات
شیوه های کسب و کار برند کانن “Canon”
اداره بخش مرکزی کسب و کار
مدیریت استراتژیک
توسعه محصول
۶ استراتژی کلیدی کانن در تجارت
روحیه ی حاکم بر شرکت برای رسیدن به چشم انداز
اصول سه گانه ی خودمحوری (San-ji)
۶عامل اصلی پیشرفت برندکانن
بازاریابی مستقیم در شرکت کانن آمریکا
استراتژی های شرکت کانن در ساخت منابع
استراتژی استفاده از منابع مختلف برای رسیدن به موفقیت
شرکت کانن (Canon) که از شرکت های برتر ژاپنی در حوزه ی تکنولوژی
با استفاده از این سوالات به کسب و کار خود کمک کنید
۸ نمونه کمپین تبلیغاتی موفق که می توانند الهام بخش برندهای جهان باشند
الهام بخش ترین تبلیغات تمام دوران/شبکه تلویزیونی دیسکاوری
۱۱ مثال استراتژی اقیانوس آبی و اجرای آن در صنایع مختلف
برندها چگونه برای جست وجو و تحقیقات بازار از نوآوری ها بهره می برند؟
تحقیقات بازاریابی در کانن
دیجیتال سازی به عنوان اهرمی برای موفقیت بیشتر در آینده
کاربرد عصب شناسی
تحقیقات حسی
استفاده از تکنیک های حسی و بیومتریک در آگهی ها
تکنیک برنامه ای
استفاده ازتکنیک برنامه در تحقیقات بازاریابی
سقوط بازار دوربین دیجیتال
آنالیز SWOT در شرکت کانن
هدف استراتژی های ماتریس SWOT
راهنمای گام به گام تجزیه و تحلیل SWOT Canonنقاط قوت کانن
ضعف Canon – عوامل استراتژیک داخلی
تجزیه و تحلیل SWOT وزنی Canon
آناتلیز شرکت کانن در ماتریس پورتر
چالش های کانن
مفاهیم Porter Five Forces در Canon Inc.
آنسوف ماتریس کانن
Canon از ماتریس Ansoff برای رشد موفق بین المللی استفاده می کند
تجزیه و تحلیل PESTEL / PEST / STEP Canon
تجزیه و تحلیل PESTEL چیست و چرا آنالیز PESTEL مهم است؟
Canon (ژاپن) ماتریس BCG / تجزیه و تحلیل ماتریس سهم رشد
چگونه و چه زمانی از ماتریس BCG / ماتریس سهم رشد استفاده کنیم؟

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..DOC) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 35 صفحه
قسمتی از متن word (..DOC) :
1
فهرست مطالب :
عنوان : صفحه :
مقدمه 1
اهداف مدیریت مشارکتی 2
سیر تکوین مدیریت مشارکتی 5
فلسفه و مبانی نظری مدیریت مشارکتی 7
توسعه نیروی انسانی در فرآیند مشارکت 9
امر به معروف و نهی از منکر 11
مدیریت مشارکتی و فرهنگ سازمانی 12
مدیریت مشارکتی 13
فرهنگ سازمانی ، عوامل تعیین کننده 16
مدیریت مشارکتی برای حل معضلات شهری 26
نظام مدیریت مشارکتی 27
نتیجه گیری 32
منابع 33
2
مقدمه :
اگر مدیریت مشارکتی را به سان رهیافتی جامع برای جلب مشارکت فردی و گروهی کارکنان در جهت حل مسائل سازمان و بهبود مستمر در تمام ابعاد تعریف کنیم و بر این باور باشیم که مدیریت مشارکتی ارتباط دائم، متقابل و نزدیک بین مدیریت ارشد و کارکنان است میتوان گفت که: مدیریت مشارکتی به معنای مشارکت افراد مناسب، در زمان مناسب و برای انجام کار مناسب است.
اگر مدیریت مشارکتی را به سان رهیافتی جامع برای جلب مشارکت فردی و گروهی کارکنان در جهت حل مسائل سازمان و بهبود مستمر در تمام ابعاد تعریف کنیم و بر این باور باشیم که مدیریت مشارکتی ارتباط دائم، متقابل و نزدیک بین مدیریت ارشد و کارکنان است می توان گفت که: مدیریت مشارکتی به معنای مشارکت افراد مناسب، در زمان مناسب و برای انجام کار مناسب است. بر پایه این تعریف، مشارکت کارکنان در کارهایی که به خود آن ها مربوط می شود؛ مشارکتی داوطلبانه، ارادی و آگاهانه خواهد بود که این درگیری شخص را تشویق می کند که به تحقق هدف های گروه کمک کند و در مسؤلیت ها و پیامدهای آنها سهیم شود.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..DOC) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه
قسمتی از متن word (..DOC) :
2
مدیریت کارآفرینی :
کارآفرینی به عنوان یک پدیده نوین در اقتصاد نقش موُثری را در توسعه و پیشرفت اقتصادی کشورها یافته است. کارآفرینی در اقتصاد رقابتی و مبتنی بر بازار امروزه دارای نقش کلیدی است. به عبارت دیگر در یک اقتصاد پویا ، ایده ها ، محصولات ، و خدمات همواره در حال تغییر می باشند و در این میان کارآفرین است که الگویی برای مقابله و سازگاری با شرایط جدید را به ارمغان می آورد.از این رو در یک گسترده وسیع تمام عناصر فعال در صحنه اقتصاد (مصرف کنندگان ، تولید کنندگان ، سرمایه گذاران) باید به کارآفرینی بپردازند و به سهم خود کارآفرین باشند.
آنچه دراین رابطه اهمیت دارد این است که علیرغم اهمیت روزافزون این پدیده و نقش فزاینده آن در اقتصاد جهانی کمتر به این موضوع پرداخته میشود. وضعیت اقتصادی کشور و ترکیب جمعیتی امروزه بیش از پیش مارا نیازمند یافتن زمینه های پیشرو در صحنه اقتصادی می کند و در این راستا ضرورت داشتن مدل ، الگوها و راهکارهای مناسب جهت آموزش ، تربیت و استفاده بهینه از نیروی فعال و کارآفرین بیشتر می شود.
در این رابطه با استفاده از منابع موجود و تجربیات حاصله فهرستی از موضوعات قابل تحقیق در سطح کارشناسی ارشد( و بعضا " در سطح دکتری) بصورت پروژه تحقیقاتی یا پایان نامه یا هر گونه تحقیق دیگری بطور خاص و در سطح مشخصی باید مورد توجه قرار گیرد.
واژه کارآفرینی(Entrepreneurship) از کلمه فرانسوی Enterprender به معنای متعهد شدن ﻧﺸﺄﺕ گرفته است و بنا بر تعریف واژه نامه دانشگاهی وبستر کارآفرین کسی است که مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی اداره و تقبل نماید.
کارآفرین و کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و از قرن شانزدهم به نوعی کارآفرینی را در نظریه های اقتصادی خود تشریح کرده اند در بین نظریات اقتصاددانان میتوان به نظریه توسعه اقتصادی ژوزف شومپیتر (پدر علم کارآفرینی) در سال 1934 اشاره کرد . نظریات وی مبنی بر آنکه کارآفرینان را موتور محرکه توسعه اقتصادی تلقی و عملکرد آنان را تخریب خلاق می داند مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است. کارآفرینی از سوی روانشناسان با درک نقش کارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها م
3
ورد توجه قرار گرفت و دانشمندان مدیریت نیز به کارآفرینی تشریح مدیریت کارآفرینی و ایجاد جو محیط کارآفرینانه در سازمانها پرداخته اند. جامعه شناسان کارآفرینی را به عنوان یک پدیده اجتماعی در نظر گرفته و به بررسی رابطه متقابل بین کارآفرینان و سایر قسمتها و گروههای جامعه می پردازند.
تعریف کارآفرینی:
از آنجا که کارآفرینی واژه ای از واژه های مطرح در علوم انسانی است و مفاهیم علوم انسانی بر خلاف مفاهیم علوم تجربی از قطعیت بالایی برخوردار نمی باشند امکان ارایه تعریفی واحد برای مفهوم کارآفرینی وجود ندارد و برای آن در محافل مختلف علمی تعاریف متفاوتی ارایه شده است اما با توجه به نظرات و دیدگاه های مختلف می توان به تعریف زیر اشاره نمود:
کارآفرینی فرایندی است که طی آن فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و با بسیج منابع مبادرت به ایجاد کسب و کار نو سازمانهای جدید و نوآور ورشد یابنده نموده که توﺃم با پذیرش مخاطره و ریسک است و منجر به معرفی محصول ویا خدمت جدیدی به جامعه می گردد.
دانشگاه کارآفرین:
چشم انداز دانشگاه های آتی بعنوان مولد بنگاه های زایشی است. ایجاد درآمد و اشتغال با القاء یک سری از شرکتهای مبتنی بر علوم در اقتصاد محلی منطقه ای و ملی است.
دانشگاه کارآفرین یک موسسه خود مولد می باشد و در روند گذر از سازمان مبتنی بر هدایا و وابسته به فضای نهادهای دیگر برای منابع اش میباشد. انجام تحقیقات مرتبط اقتصادی دانشگاه را وادار به برقراری ارتباط با محیط بیرونی می سازد. در چنین فضایی تبدیل دانش به کالای اقتصادی از سیاست دولتی بخش خصوصی و دانشگاه ها ترغیب می شود.
کارآفرینی یک علم است:(Entrepreneurship science)
علوم کارآفرینی حاصل همگرایی تحقیقات بنیادی و کاربردی است که فرصتهای تجاری از تحقیقات بنیادی ایجاد می کند. لذا رابطه نزدیکتر بین تحقیقات بنیادی و توسعه صنعتی ظاهر میگردد و فاصله زمانی بین این دو فرآیند کوتاهتر می شود. یعنی تاکید بر فرآیندی که دانش به سرمایه پول و عوامل تولید تبدیل می شود و کشفیات علمی به کاربردها و منبع در آمد منجر می گردند. در واقع علم و تحقیقات علمی به تکنولوژی و دانش به مالکیت معنوی تبدیل می شود.
